مرضيه محمدزاده
1605
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
رنگ عبور خط تمنا نمىكشد * در اين كوير پاى به زنجير بسته را تنها امام عاطفه تفسير مىكند * در پيچ و تاب داغ ، نماز نشسته را از ياد خود نمىبرد اين سرخ منحنى * كوچ به خون نگاشتهى دستهدسته را ساحل نشين عافيت از بر نمىكند * شعر بلند موجنشينان خسته را * * * تا رستخيز حادثه تكرار مىشود * حس غرور گمشده بيدار مىشود سروى كه در غروب صداقت به خون نشست * سر مىكشد دوباره و سردار مىشود مردى كه يادگار عطش بود در فرات * مىآيد و دوباره علمدار مىشود دل زخم خورده مىرود از خويش هر تپش * تا در حضور آينه تكرار مىشود افسون سرخ خطبهى بانوى لالهها * بر شام شرم و شعبده آوار مىشود زخمى كه بوى دشنهى بيگانه مىدهد * تاوان غيرتى است كه بر دار مىشود مردى تمام عشق وآنگه هماره سرخ * تا آخرين قصيده پيكار مىشود